اسمNomen
Abdruck
der/[ˈapdʁʊk]
جمع: Abdrücke
ملکی: Abdrucks
معانی
1. چاپ، انتشار، بهچاپ رساندن (فرایند)بیشتر▾
• Der Verlag erlaubte den Abdruck des Artikels.ناشر اجازهیِ چاپِ آن مقاله را داد.
• Für den Abdruck der Fotos benötigt man die Zustimmung des Fotografen.برایِ چاپِ عکسها، رضایتِ عکاس لازم است.
• Ein unautorisierter Abdruck geschützter Texte kann rechtliche Konsequenzen nach sich ziehen.چاپِ غیرمجازِ متنهایِ دارایِ حقِ نشر میتواند پیامدهایِ حقوقی بههمراه داشته باشد.
2. نسخهیِ چاپی، نمونهیِ چاپیبیشتر▾
• Sie schickte mir einen Abdruck ihres Aufsatzes.او نسخهیِ چاپیِ مقالهاش را برایم فرستاد.
• Der Abdruck in der Fachzeitschrift verschaffte ihm große Anerkennung.چاپِ مقالهاش در آن نشریهیِ تخصصی، شهرتِ زیادی برایش بههمراه آورد.
• Ein früher Abdruck des Gedichts unterscheidet sich in einigen Zeilen deutlich von der späteren Fassung.یک نسخهیِ چاپیِ اولیهیِ آن شعر، در چند سطر بهوضوح با نسخهیِ بعدی متفاوت است.
3. قالبگیری، قالبریزی (فرایند)بیشتر▾
• Der Zahnarzt macht einen Abdruck vom Gebiss.دندانپزشک از دندانها قالب میگیرد.
• Für den Abdruck der Statue wurde spezielles Silikon verwendet.برایِ قالبگیریِ آن مجسمه، از سیلیکونِ ویژهای استفاده شد.
• Der präzise Abdruck des Fundstücks ermöglichte es den Forschern, eine originalgetreue Kopie anzufertigen.قالبگیریِ دقیقِ آن شیءِ کشفشده به پژوهشگران امکان داد کپیای کاملاً مطابقِ اصل بسازند.
4. اثر، جایپا، رد، نقش (مثلاً اثرِ انگشت)بیشتر▾
• Am Tatort fand die Polizei einen deutlichen Abdruck.پلیس در صحنهیِ جرم یک اثرِ واضح پیدا کرد.
• Der Abdruck seiner Schuhe war noch gut im Schnee zu erkennen.جایِ کفشهایِ او هنوز بهخوبی روی برف قابلِتشخیص بود.
• Anhand des Abdrucks im weichen Lehm konnten die Archäologen die Größe des Tieres rekonstruieren.باستانشناسان با تکیه بر آن اثرِ بهجامانده در گلِ نرم، توانستند اندازهیِ حیوان را بازسازی کنند.
5. قالب (شیءِ حاصل از قالبگیری)بیشتر▾
• Der Abdruck aus Gips zeigt jedes Detail.قالبِ گچی تمامِ جزئیات را نشان میدهد.
• Sie bewahrte den Abdruck der kleinen Hand ihres Sohnes als Andenken auf.او قالبِ دستِ کوچکِ پسرش را بهعنوانِ یادگاری نگه داشت.
• Im Museum ist ein originalgetreuer Abdruck des berühmten Fossils ausgestellt.در موزه، قالبی کاملاً مطابقِ اصل از آن فسیلِ مشهور بهنمایش گذاشته شده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
