اسمNomen
Abenteuer
das/[aˈbɛntɔɪ̯ɐ]
جمع: Abenteuer
ملکی: Abenteuers
معانی
1. ماجرا، ماجراجویی، کارِ ماجراجویانهبیشتر▾
• Das war ein aufregendes Abenteuer.آن یک ماجراجوییِ هیجانانگیز بود.
• Die Kinder erlebten im Wald ein kleines Abenteuer.بچهها در جنگل یک ماجراجوییِ کوچک را تجربه کردند.
• Seine Reise durch den Dschungel wurde zu einem der größten Abenteuer seines Lebens.سفرش در جنگلِ استوایی به یکی از بزرگترین ماجراجوییهایِ زندگیاش تبدیل شد.
2. کارِ مخاطرهآمیز، ریسکبیشتر▾
• Diese Investition ist ein finanzielles Abenteuer.این سرمایهگذاری یک ریسکِ مالی است.
• Er sah die Firmengründung als riskantes Abenteuer.او تأسیسِ شرکت را یک اقدامِ مخاطرهآمیز میدید.
• Ohne ausreichende Vorbereitung wird die Expedition schnell zu einem lebensgefährlichen Abenteuer.بدونِ آمادهسازیِ کافی، آن مأموریت بهسرعت به یک اقدامِ مخاطرهآمیزِ خطرناک تبدیل میشود.
3. رابطهیِ عشقیِ کوتاه و زودگذربیشتر▾
• Sie hatte ein kurzes Abenteuer im Urlaub.او در تعطیلات یک رابطهیِ عشقیِ کوتاهمدت داشت.
• Für ihn war es nur ein Abenteuer, für sie viel mehr.برایِ او فقط یک رابطهیِ زودگذر بود، ولی برایِ آن یکی خیلی بیشتر.
• Aus dem vermeintlich unverbindlichen Abenteuer wurde am Ende eine ernsthafte Beziehung.آن رابطهیِ بهظاهر بیتعهد، در نهایت به یک رابطهیِ جدی تبدیل شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
