پارتیکلPartikel
aber
[ˈaːbɐ]
معانی
1. اما، ولی، لیکن، منتها (برایِ نشاندادنِ تضاد یا تقابل)بیشتر▾
حرفِ ربطِ همپایهساز؛ دو جمله یا عبارتِ متضاد را بههم پیوند میدهد
• Meine Wohnung ist nicht schön, aber groß.خانهیِ من زیبا نیست، اما بزرگ است.
• Er wollte kommen, aber er hatte keine Zeit.او میخواست بیاید، اما وقت نداشت.
• Die Verhandlungen verliefen zäh, aber am Ende einigten sich beide Seiten doch noch überraschend schnell.مذاکرات با کندی پیش میرفت، اما در نهایت هر دو طرف بهطورِ غافلگیرکنندهای سریع به توافق رسیدند.
2. واقعاً، عجب، چقدر (برایِ تأکید یا بیانِ تعجب)بیشتر▾
پارتیکلِ تأکیدی (Abtönungspartikel)؛ در جملههایِ تعجبی برایِ تشدیدِ لحن بهکار میرود، معمولاً بدونِ معادلِ مستقیم در ترجمه
• Das ist aber schön!این واقعاً قشنگه!
• Du bist aber groß geworden!عجب بزرگ شدی!
• Das hast du aber wirklich geschickt gelöst!این رو واقعاً با مهارت حل کردیها!
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
