قید زمانTemporaladverb
abermals
[ˈaːbɐˌmaːls]
معانی
1. دوباره، بازهم، یکبارِ دیگربیشتر▾
• Er versuchte es abermals.او دوباره امتحان کرد.
• Abermals wurde die Sitzung verschoben.جلسه بازهم به تعویق افتاد.
• Abermals und abermals erklärte sie ihm geduldig denselben Sachverhalt.او بارها و بارها با صبر همان موضوع را برایش توضیح داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
