اسمNomen

Abfahrt

die/[ˈapˌfaːɐ̯t]
جمع: Abfahrten
ملکی: Abfahrt

معانی

• Die Abfahrt des Zuges verzögert sich um zehn Minuten.حرکتِ قطار ده دقیقه به تأخیر می‌افتد.
• Wir müssen uns beeilen, sonst verpassen wir die Abfahrt.باید عجله کنیم، وگرنه حرکت را از دست می‌دهیم.
• Kurz vor der Abfahrt bemerkte sie, dass sie ihren Pass zu Hause vergessen hatte.درست پیش از حرکت، او متوجه شد که پاسپورتش را خانه جا گذاشته است.
• Die Abfahrt ist heute vereist.پیست امروز یخ‌زده است.
• Er gewann die Goldmedaille in der Abfahrt.او مدالِ طلا را در رشته‌یِ سرازیریِ اسکی برد.
• Die olympische Abfahrt gilt als eine der gefährlichsten Disziplinen im alpinen Skisport.رشته‌یِ سرازیریِ المپیک یکی از خطرناک‌ترین رشته‌هایِ اسکیِ آلپاین به‌شمار می‌رود.
• Nimm die nächste Abfahrt.از خروجیِ بعدی برو.
• Wir haben die Abfahrt zur Stadtmitte verpasst.خروجیِ سمتِ مرکزِ شهر را از دست دادیم.
• An der dritten Abfahrt musst du die Autobahn verlassen und rechts abbiegen.از خروجیِ سوم باید اتوبان را ترک کنی و به راست بپیچی.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی