اسمNomen
Abfahrt
die/[ˈapˌfaːɐ̯t]
جمع: Abfahrten
ملکی: Abfahrt
معانی
1. حرکت (وسیلهیِ نقلیه)، عزیمتبیشتر▾
• Die Abfahrt des Zuges verzögert sich um zehn Minuten.حرکتِ قطار ده دقیقه به تأخیر میافتد.
• Wir müssen uns beeilen, sonst verpassen wir die Abfahrt.باید عجله کنیم، وگرنه حرکت را از دست میدهیم.
• Kurz vor der Abfahrt bemerkte sie, dass sie ihren Pass zu Hause vergessen hatte.درست پیش از حرکت، او متوجه شد که پاسپورتش را خانه جا گذاشته است.
2. پیست، مسیرِ سرازیریِ اسکی؛ حرکتِ سرازیری روی پیستبیشتر▾
• Die Abfahrt ist heute vereist.پیست امروز یخزده است.
• Er gewann die Goldmedaille in der Abfahrt.او مدالِ طلا را در رشتهیِ سرازیریِ اسکی برد.
• Die olympische Abfahrt gilt als eine der gefährlichsten Disziplinen im alpinen Skisport.رشتهیِ سرازیریِ المپیک یکی از خطرناکترین رشتههایِ اسکیِ آلپاین بهشمار میرود.
3. خروجیِ اتوبانبیشتر▾
• Nimm die nächste Abfahrt.از خروجیِ بعدی برو.
• Wir haben die Abfahrt zur Stadtmitte verpasst.خروجیِ سمتِ مرکزِ شهر را از دست دادیم.
• An der dritten Abfahrt musst du die Autobahn verlassen und rechts abbiegen.از خروجیِ سوم باید اتوبان را ترک کنی و به راست بپیچی.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
