اسمNomen

Abfall

der/[ˈapˌfal]
جمع: Abfälle
ملکی: Abfalls

معانی

• Bitte den Abfall in den Mülleimer werfen.لطفاً زباله را در سطلِ زباله بینداز.
• Küchenabfälle kann man kompostieren.زباله‌هایِ آشپزخانه را می‌شود کمپوست کرد.
• Die Stadt investiert zunehmend in die Trennung und das Recycling von Abfall.شهر روزبه‌روز بیشتر روی جداسازی و بازیافتِ زباله سرمایه‌گذاری می‌کند.
• Der Abfall der Nachfrage überraschte die Analysten.افتِ تقاضا تحلیلگران را غافلگیر کرد.
• Ein starker Abfall des Geländes macht den Bau schwierig.شیبِ تندِ زمین ساخت‌وساز را دشوار می‌کند.
• Der plötzliche Abfall der Temperatur führte zu vereisten Straßen.افتِ ناگهانیِ دما به یخ‌زدنِ جاده‌ها منجر شد.
• Sein Abfall vom Glauben schockierte die Gemeinde.روگردانیِ او از دین، جماعتِ کلیسا را شوکه کرد.
• Der Abfall mehrerer Provinzen schwächte das Reich erheblich.جدایی/شورشِ چند استان، امپراتوری را به‌طورِ قابل‌توجهی تضعیف کرد.
• Historiker deuten den Abfall der Kolonien als Beginn des Niedergangs des Empires.مورخان جداییِ مستعمرات را آغازِ افولِ آن امپراتوری تفسیر می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی