اسمNomen
Abfindung
die/[ˈapˌfɪndʊŋ]
جمع: Abfindungen
ملکی: Abfindung
معانی
1. جبرانِ خسارت، تسویهحساب، بازخرید (پرداختِ مبلغی برایِ راضی کردنِ طرف)بیشتر▾
• Er erhielt eine Abfindung von zehntausend Euro.او یک جبرانِ خسارتِ دههزار یورویی دریافت کرد.
• Die Höhe der Abfindung hängt von der Beschäftigungsdauer ab.میزانِ آن مبلغِ جبرانی به مدتِ اشتغال بستگی دارد.
• Nach der Kündigung verhandelte er lange über die Höhe seiner Abfindung.او بعد از اخراج، مدتها دربارهیِ میزانِ آن مبلغِ جبرانی مذاکره کرد.
2. مبلغِ خسارت یا بازخرید (بهطورِ خاص)بیشتر▾
• Die Abfindung wurde in mehreren Raten ausgezahlt.آن مبلغِ خسارت طیِ چند قسط پرداخت شد.
• Ihre Abfindung entsprach etwa drei Monatsgehältern.مبلغِ خسارتِ او تقریباً معادلِ سه ماه حقوق بود.
• Für die enteigneten Grundstücke wurde eine angemessene Abfindung festgelegt.برایِ زمینهایِ مصادرهشده، مبلغِ خسارتِ مناسبی تعیین شد.
3. (کهنه/حقوقی) اجرتالمثل یا مبلغِ تسویه به زن هنگامِ طلاقبیشتر▾
• Im alten Recht war eine Abfindung der Frau bei der Scheidung vorgesehen.در حقوقِ قدیم، پرداختِ اجرتالمثل به زن هنگامِ طلاق پیشبینی شده بود.
• Die Höhe der Abfindung wurde vom Gericht festgesetzt.میزانِ آن اجرتالمثل توسطِ دادگاه تعیین شد.
• Historische Rechtsquellen belegen, dass die Abfindung geschiedener Frauen regional sehr unterschiedlich geregelt war.منابعِ حقوقیِ تاریخی نشان میدهند که اجرتالمثلِ زنانِ طلاقگرفته در مناطقِ مختلف بسیار متفاوت تنظیم میشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
