اسمNomen

Abfuhr

die/[ˈapˌfuːɐ̯]
جمع: Abfuhren
ملکی: Abfuhr

معانی

• Die Abfuhr des Mülls erfolgt jeden Montag.حملِ زباله هر دوشنبه انجام می‌شود.
• Für die Abfuhr des Bauschutts wurde ein Container bestellt.برایِ حملِ نخاله‌یِ ساختمانی، یک کانتینر سفارش داده شد.
• Wegen des Streiks verzögerte sich die Abfuhr des Sperrmülls um mehrere Wochen.به‌دلیلِ اعتصاب، حملِ زباله‌هایِ حجیم چند هفته به تأخیر افتاد.
• Er erhielt eine deutliche Abfuhr.او جوابِ ردِ روشنی گرفت.
• Mit ihrem Vorschlag holte sie sich eine herbe Abfuhr.او با پیشنهادش، جوابِ ردِ سختی گرفت.
• Die schroffe Abfuhr des Vorstands ließ keinen Zweifel an der endgültigen Entscheidung.طردِ خشنِ هیئتِ‌مدیره، هیچ شکی درباره‌یِ تصمیمِ نهایی باقی نگذاشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی