اسمNomen
Abführmittel
das/[ˈapˌfyːɐ̯ˌmɪtl̩]
جمع: Abführmittel
ملکی: Abführmittels
معانی
1. مسهل، دارویِ ملین (برایِ رفعِ یبوست)بیشتر▾
• Der Arzt verschrieb ihr ein mildes Abführmittel.پزشک برایش یک مسهلِ ملایم تجویز کرد.
• Abführmittel sollten nicht dauerhaft eingenommen werden.مسهلها نباید بهطورِ دائمی مصرف شوند.
• Bei chronischer Verstopfung sollte der Einsatz von Abführmitteln immer ärztlich abgeklärt werden.در یبوستِ مزمن، استفاده از مسهلها همیشه باید با تأییدِ پزشک باشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
