اسمNomen
Abgeordnete
der / die/[ˈapɡəˌʔɔʁdnətə]
جمع: Abgeordneten
ملکی: Abgeordneten
معانی
1. نماینده (مجلس یا پارلمان)بیشتر▾
• Die Abgeordnete stellte eine kritische Frage an die Regierung.آن نماینده یک سؤالِ انتقادی از دولت پرسید.
• Der Abgeordnete wurde mit großer Mehrheit wiedergewählt.آن نماینده با اکثریتِ زیادی دوباره انتخاب شد.
• Mehrere Abgeordnete stimmten trotz des Fraktionsdrucks gegen den Gesetzentwurf.چند نماینده با وجودِ فشارِ فراکسیون، به آن لایحه رأیِ مخالف دادند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
