اسمNomen
Abgesandte
der / die/[ˈapɡəˌzantə]
جمع: Abgesandten
ملکی: Abgesandten
معانی
1. فرستادهیِ ویژه/رسمی، پیک، ایلچیبیشتر▾
• Ein Abgesandter des Königs überbrachte die Nachricht.یک فرستادهیِ رسمیِ پادشاه آن پیام را رساند.
• Die Abgesandte reiste im Namen ihrer Regierung.آن فرستاده بهنمایندگی از دولتش سفر کرد.
• Ein hochrangiger Abgesandter der Vereinten Nationen traf sich mit den Konfliktparteien.یک فرستادهیِ عالیرتبهیِ سازمانِ ملل با طرفینِ درگیری دیدار کرد.
2. نمایندهیِ رسمی/تامالاختیاربیشتر▾
• Der Abgesandte der Firma unterschrieb den Vertrag.نمایندهیِ تامالاختیارِ شرکت قرارداد را امضا کرد.
• Als Abgesandte des Verbandes nahm sie an der Konferenz teil.او بهعنوانِ نمایندهیِ اتحادیه در کنفرانس شرکت کرد.
• Die Abgesandten der beteiligten Staaten verhandelten tagelang über die Bedingungen des Abkommens.نمایندگانِ کشورهایِ درگیر، روزها دربارهیِ شرایطِ آن توافقنامه مذاکره کردند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
