اسمNomen
Abgeschiedenheit
die/[ˈapɡəˌʃiːdn̩haɪt]
ملکی: Abgeschiedenheit
معانی
1. انزوا، خلوت، گوشهنشینی، تنهاییبیشتر▾
• Er genießt die Abgeschiedenheit der Berge.او از خلوتِ کوهستان لذت میبرد.
• In der Abgeschiedenheit des Klosters fand sie inneren Frieden.او در خلوتِ صومعه، آرامشِ درونی یافت.
• Nach den turbulenten Jahren im Rampenlicht sehnte er sich nach der Abgeschiedenheit eines einfachen Lebens.او بعد از آن سالهایِ پرآشوب در کانونِ توجه، دلتنگِ خلوتِ یک زندگیِ ساده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
