صفتAdjektiv
abgetakelt
[ˈapɡətaːkl̩t]
| abgetakelt | abgetakelter | am abgetakeltsten |
معانی
1. فرسوده، شکسته، زوار دررفته، مفلوک (تحقیرآمیز)بیشتر▾
• Das Haus wirkt abgetakelt.خانه فرسوده بهنظر میرسد.
• Er wohnt in einem abgetakelten alten Hotel am Stadtrand.او در یک هتل قدیمی و زوار دررفته در حومهٔ شهر زندگی میکند.
• Der einst berühmte Boxer galt inzwischen als abgetakelte, verbrauchte Gestalt.بوکسور روزی مشهور، دیگر بهعنوان چهرهای فرسوده و از پا افتاده شناخته میشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
