صفتAdjektiv
abgetan
[ˈapɡətaːn]
معانی
1. تمامشده، خاتمهیافته (دربارهٔ یک موضوع یا مسئله)بیشتر▾
• Die Sache ist abgetan.قضیه تمام شده است.
• Für ihn war der Streit damit endgültig abgetan.برای او با این کار دعوا نهایتاً خاتمهیافته بود.
• Mit einer knappen Entschuldigung glaubte er, die ganze Angelegenheit sei abgetan.او با یک عذرخواهی کوتاه فکر میکرد کل قضیه فیصله یافته است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
