فعلVerb
abgießen
[ˈapɡiːsn̩]
Präteritum: goss ab
Perfekt: hat abgegossen
معانی
1. آب چیزی را بیرونریختن/کمکردن؛ آب چیزی را کشیدن (دربارهٔ غذا و مانند آن)بیشتر▾
• Ich muss die Nudeln abgießen.باید آب ماکارونی را بکشم.
• Gieße das Gemüse ab und lass es kurz abkühlen.آب سبزیجات را بکش و بگذار کمی خنک شود.
• Beim Abgießen des kochenden Wassers sollte man besonders vorsichtig sein, um sich nicht zu verbrühen.هنگام دورریختنِ آب درحالجوش باید بهویژه مراقب بود تا کسی دچار سوختگی نشود.
2. قالب چیزی را ریختن، قالبریزی کردنبیشتر▾
• Der Künstler gießt eine Statue ab.هنرمند در حال قالبریزی یک مجسمه است.
• Man kann den Fußabdruck in Gips abgießen.میتوان جای پا را با گچ قالبگیری کرد.
• Der Bildhauer ließ die Bronzefigur in einer Werkstatt in mehreren Teilen abgießen.مجسمهساز پیکرهٔ برنزی را در کارگاهی در چند بخش قالبریزی کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
