اسمNomen

Abgott

der/[ˈapɡɔt]
جمع: Abgötter
ملکی: Abgotts

معانی

• Er war ihr Abgott.او معبود او بود.
• Die Fans verehrten den Sänger wie einen Abgott.طرفدارها آن خواننده را مانند یک بت می‌پرستیدند.
• In seiner Jugend hatte er den Trainer zu seinem Abgott gemacht und jeden seiner Ratschläge befolgt.او در جوانی مربی‌اش را بت خود قرار داده بود و از تمام توصیه‌های او پیروی می‌کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی