فعلVerb

abgrenzen

[ˈapɡʁɛntsn̩]
Präteritum: grenzte ab
Perfekt: hat abgegrenzt

معانی

• Wir grenzen das Grundstück mit einem Zaun ab.ما زمین را با یک حصار مرزبندی می‌کنیم.
• Man sollte die beiden Begriffe klar voneinander abgrenzen.باید این دو مفهوم را به‌روشنی از یکدیگر متمایز کرد.
• Die Studie versucht, den Zuständigkeitsbereich der beiden Behörden präzise voneinander abzugrenzen.این پژوهش تلاش می‌کند حوزهٔ اختیاراتِ آن دو نهاد را به‌دقت از یکدیگر تفکیک کند.
• Das Gebiet ist genau abgegrenzt.این منطقه به‌دقت محدود شده است.
• Der Bauplan grenzt die einzelnen Bauabschnitte klar ab.نقشهٔ ساختمانی، بخش‌های مختلف ساخت‌وساز را به‌روشنی محدود می‌کند.
• Die Ingenieure grenzten den Baugrund mit Pfählen exakt gegen das Nachbargrundstück ab.مهندسان زمینِ ساخت‌وساز را با میله‌هایی دقیقاً از زمین همسایه محدود و جدا کردند.
• Er grenzt sich von seinen Kollegen ab.او خود را از همکارانش جدا نگه می‌دارد.
• Jugendliche grenzen sich oft bewusst von ihren Eltern ab.نوجوانان اغلب آگاهانه خود را از والدین‌شان متمایز می‌کنند.
• Die neue Partei versucht sich klar von extremen Positionen abzugrenzen.حزب جدید تلاش می‌کند به‌روشنی خود را از مواضع افراطی متمایز کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی