اسمNomen
Abguss
der/[ˈapɡʊs]
جمع: Abgüsse
ملکی: Abgusses
معانی
1. ریختهگری، قالبریزی (فرایند)بیشتر▾
• Der Abguss dauert einige Stunden.قالبریزی چند ساعت طول میکشد.
• Für den Abguss der Statue brauchte der Künstler mehrere Wochen Vorbereitung.برای قالبریزیِ مجسمه، هنرمند به چند هفته آمادهسازی نیاز داشت.
• Der Abguss antiker Skulpturen erfordert eine sehr präzise und aufwendige Technik.قالبریزیِ مجسمههای باستانی به تکنیکی بسیار دقیق و پرزحمت نیاز دارد.
2. قطعهٔ ریختهشده، ریختگی (شیء تولیدشده)بیشتر▾
• Das Museum zeigt einen Abguss der Figur.موزه یک قطعهٔ ریختهشده از آن پیکره را نمایش میدهد.
• Der Abguss steht neben dem Original im Museum.آن قطعهٔ ریختهشده کنار نسخهٔ اصلی در موزه قرار دارد.
• Da das Original zu empfindlich war, wurde ein Abguss für die Ausstellung angefertigt.چون اثر اصلی بسیار حساس بود، برای نمایشگاه یک قطعهٔ ریختهشده از آن ساخته شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
