پارتیکلPartikel

abhanden

معانی

abhanden به‌تنهایی مدخلِ مستقل در DWDS ندارد و تقریباً همیشه در ترکیبِ جداشدنیِ «abhandenkommen» (= گم شدن، از دست رفتن) یا همراهِ «sein» به‌کار می‌رود؛ مستقل از این افعال ظاهر نمی‌شود.
• Als sie sich von der Religion emanzipiert haben, sind ihnen auch die Rituale abhandengekommen.وقتی خود را از دین رها کردند، آیین‌ها نیز از دستشان رفت.
• Im zweiten Halbjahr kamen ProSiebenSat.1 135 Millionen Euro an Werbeeinnahmen im Vergleich zum Vorjahr abhanden.در نیمه‌ی دومِ سال، ۱۳۵ میلیون یورو از درآمدِ تبلیغاتیِ ProSiebenSat.1 نسبت به سالِ پیش از دست رفت.
• Einem weiteren Geschädigten kam nicht nur sein Bargeld abhanden.از یک آسیب‌دیده‌ی دیگر، نه‌تنها پولِ نقدش هم از دست رفت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی