اسمNomen
Abkomme
der
جمع: Abkommen
ملکی: Abkommen
معانی
1. (ادبی/رسمی، رو به کهنگی) فرزند یا نواده؛ کسی که از نسلِ شخصِ دیگری استبیشتر▾
• Er ist ein Abkomme einer alten Adelsfamilie.او فرزند/نوادهای از یک خاندانِ اشرافیِ کهن است.
• Als Abkomme berühmter Gelehrter fühlte er sich verpflichtet, das Familienerbe fortzuführen.او که فرزندِ دانشمندانِ نامداری بود، خود را موظف میدانست میراثِ خانوادگی را ادامه دهد.
• In den alten Chroniken wird er als der letzte Abkomme eines einst mächtigen Geschlechts beschrieben.در سالنامههای کهن، او را واپسین بازماندهیِ خاندانی که روزگاری مقتدر بود توصیف کردهاند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
