اسمNomen
Abkunft
die
جمع: Abkünfte
ملکی: Abkunft
معانی
1. اصل و نسب، خاستگاه، تبار (بیشتر بهصورت مفرد بهکار میرود)بیشتر▾
• Sie ist bäuerlicher Abkunft.او از تبار کشاورزی است.
• Bis dahin wusste ich noch gar nichts von meiner jüdischen Abkunft.تا آن زمان من هیچ چیز دربارهٔ تبار یهودی خود نمیدانستم.
• Er war stolz auf seine beiderseitige Abkunft und bringt den Leistungen von hüben wie von drüben Verständnis entgegen.او به تبار دوگانهٔ خود افتخار میکرد و نسبت به دستاوردهای هر دو سو درک نشان میدهد.
2. (کهنه، منسوخ) توافق، قراردادبیشتر▾
• Nachdem die geschäftlichen Abkünfte getroffen waren, unterzeichneten beide Parteien den Vertrag.پس از آنکه توافقهای تجاری صورت گرفت، هر دو طرف قرارداد را امضا کردند.
• Man traf rasch eine Abkunft über die Lieferbedingungen.بهسرعت دربارهٔ شرایط تحویل توافقی حاصل شد.
• Die geschäftlichen Abkünfte, die man getroffen hatte, wurden später schriftlich festgehalten.توافقهای تجاریای که صورت گرفته بود، بعدها بهصورت مکتوب ثبت شدند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
