اسمNomen

Abonnement

das
جمع: Abonnements
ملکی: Abonnements

معانی

• Sie hat das Abonnement der Zeitung nach einem Jahr gekündigt.او اشتراکِ روزنامه را پس از یک سال لغو کرد.
• Er besitzt ein Abonnement für die Oper.او یک بلیطِ دوره‌ای (اشتراک) برایِ اپرا دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی