اسمNomen
Abordnung
die
جمع: Abordnungen
ملکی: Abordnung
معانی
1. عملِ اعزام یا مأمورکردنِ رسمیِ کسی برایِ وظیفهای مشخصبیشتر▾
• Die Abordnung des Beamten in eine andere Behörde erfolgte kurzfristig.اعزامِ آن کارمند به ادارهای دیگر بهطورِ کوتاهمدت انجام شد.
2. گروهی که برایِ هدفِ مشخصی اعزام شده؛ هیئتِ نمایندگیبیشتر▾
• Eine Abordnung aus den verbündeten Staaten traf ein.هیئتِ نمایندگیای از کشورهایِ متحد وارد شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
