فعلVerb
abschmecken
[ˈapʃmɛkn̩]
Präteritum: schmeckte ab
Perfekt: hat abgeschmeckt
معانی
1. چشیدن و چاشنیزدن، مزهکردن (غذا برای تنظیمِ طعم)بیشتر▾
• Sie schmeckt die Soße ab.او سُس را میچشد و چاشنی میزند.
• Der Koch schmeckte die Suppe mit Salz und Pfeffer ab.آشپز سوپ را با نمک و فلفل چاشنی زد.
• Bevor das Gericht serviert wird, sollte man es noch einmal sorgfältig abschmecken.پیش از سرو کردنِ غذا، باید یکبارِ دیگر با دقت آن را چشید و چاشنی زد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
