فعلVerb

abschnallen

[ˈapʃnalən]
Präteritum: schnallte ab
Perfekt: hat abgeschnallt

معانی

• Sie schnallt den Gurt ab.او کمربند را باز می‌کند.
• Nach der Landung schnallten alle Passagiere ihre Gurte ab.بعد از فرود، همهٔ مسافران کمربندهایشان را باز کردند.
• Er schnallte die Skier ab und ging langsam zum Auto zurück.او اسکی‌هایش را باز کرد و آهسته به سمتِ ماشین برگشت.
• Er schnallt ab.او دیگر نمی‌تواند ادامه دهد.
• Bei diesem Tempo schnallen viele Anfänger schnell ab.با این سرعت، بسیاری از تازه‌کارها به‌زودی از پا می‌افتند.
• Da schnallst du ab! Das hätte ich nie erwartet.باورت نمی‌شه! هرگز چنین چیزی را انتظار نداشتم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی