اسمNomen

Abschrift

die/[ˈapʃʁɪft]
جمع: Abschriften

معانی

• Ich brauche eine Abschrift.من به یک رونوشت نیاز دارم.
• Bitte fügen Sie dem Antrag eine beglaubigte Abschrift bei.لطفاً یک رونوشتِ مصدق به درخواست پیوست کنید.
• Die Behörde stellte eine amtliche Abschrift des Originaldokuments aus.اداره یک رونوشتِ رسمی از سندِ اصلی صادر کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی