فعلVerb
abschwatzen
[ˈapʃvatsn̩]
Präteritum: schwatzte ab
Perfekt: hat abgeschwatzt
معانی
1. با چربزبانی چیزی را تلکه کردن از، با گفتوگو و اصرار متقاعدکردن و گرفتن (محاورهای)بیشتر▾
• Er schwatzt ihm Geld ab.او با چربزبانی پول را از او میگیرد.
• Sie hat ihrer Freundin das neue Kleid abgeschwatzt.او با اصرار لباسِ جدید را از دوستش گرفت.
• Mit viel Geschick schwatzte er dem alten Sammler die wertvolle Münze ab.او با مهارتِ فراوان آن سکهٔ باارزش را با چربزبانی از آن کلکسیونرِ پیر گرفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
