فعلVerb
abschwirren
[ˈapʃvɪʁən]
Präteritum: schwirrte ab
Perfekt: ist abgeschwirrt
معانی
1. پر کشیدن و رفتن (پرنده یا حشره)بیشتر▾
• Der Vogel schwirrt ab.پرنده پر میکشد و میرود.
• Die Biene schwirrte von der Blüte ab.زنبور از رویِ گل پر کشید و رفت.
• Aufgeschreckt schwirrten die Vögel in alle Richtungen ab.پرندگان که ترسیده بودند، در همهی جهتها پر کشیدند و پراکنده شدند.
2. سریع رفتن، جیم شدن (از جایی؛ محاورهای)بیشتر▾
• Er schwirrt ab.او جیم میشود.
• Sobald die Arbeit fertig war, schwirrte sie sofort ab.بهمحضِ تمامشدنِ کار، او فوراً جیم شد.
• Kaum hatte der Chef den Raum verlassen, schwirrten alle Praktikanten ab.بهمحضِ اینکه رئیس اتاق را ترک کرد، همهٔ کارآموزان جیم شدند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
