فعلVerb
abschwören
[ˈapʃvøːʁən]
Präteritum: schwor ab
Perfekt: hat abgeschworen
معانی
1. عهد کردن و دست کشیدن از، ترک کردن با قسم (چیزی یا عادتی)بیشتر▾
• Er schwört dem Alkohol ab.او با قسم مشروب را ترک میکند.
• Sie hat dem Rauchen für immer abgeschworen.او سیگار را برایِ همیشه با قسم کنار گذاشت.
• Nach der schweren Krankheit schwor er allen ungesunden Gewohnheiten ab.او بعد از آن بیماریِ سخت، با همهٔ عادتهای ناسالم قطعِ رابطه کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
