فعلVerb
absehen
[ˈapzeːən]
Präteritum: sah ab
Perfekt: hat abgesehen
معانی
1. با نگاهکردن یاد گرفتن یا خواندن (تردستی یا مهارتی را از کسی یاد گرفتن، از روی دستِ کسی نوشتن، از روی لب خواندن)بیشتر▾
• Er sieht den Trick ab.او آن تردستی را با نگاهکردن یاد میگیرد.
• Sie hat den Trick von ihrer Schwester abgesehen.او آن تردستی را با تماشا از خواهرش یاد گرفت.
• Der Gehörlose konnte die Worte von den Lippen absehen.آن فردِ ناشنوا توانست کلمات را از روی لب بخواند.
2. پیشبینی کردن (نتیجه یا آیندهای را)بیشتر▾
• Man kann es nicht absehen.نمیتوان آن را پیشبینی کرد.
• Die Folgen sind noch nicht abzusehen.پیامدها هنوز قابلِ پیشبینی نیستند.
• Die langfristigen Auswirkungen der Reform lassen sich derzeit kaum absehen.پیامدهایِ درازمدتِ آن اصلاحات در حالِ حاضر بهسختی قابلِ پیشبینی است.
3. خودداری کردن از، صرفنظر کردن از (چیزی)بیشتر▾
• Er sieht davon ab.او از آن صرفنظر میکند.
• Wir sehen von einer Strafe ab.ما از تنبیه صرفنظر میکنیم.
• Das Gericht sah aufgrund mildernder Umstände von einer Haftstrafe ab.دادگاه بهدلیلِ شرایطِ تخفیفدهنده، از حکمِ حبس صرفنظر کرد.
4. نادیده گرفتن، صرفنظر کردن (چیزی؛ در ترکیبِ ثابتِ «abgesehen von»)بیشتر▾
• Abgesehen davon ist alles gut.صرفنظر از آن، همهچیز خوب است.
• Abgesehen von ein paar Fehlern war der Aufsatz gut.صرفنظر از چند اشتباه، انشا خوب بود.
• Abgesehen von den Kosten spricht nichts gegen dieses Projekt.صرفنظر از هزینهها، هیچ چیزی برخلافِ این پروژه نیست.
5. قصد داشتن، چشم داشتن به، نظر داشتن بر (کسی یا چیزی)بیشتر▾
• Er hat es auf sie abgesehen.او روی او نظر دارد.
• Die Diebe hatten es auf den Schmuck abgesehen.دزدها روی آن جواهرات نظر داشتند.
• Offenbar hatte der Betrüger es von Anfang an auf ihr Erspartes abgesehen.ظاهراً کلاهبردار از همان ابتدا روی پساندازِ او نظر داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
