1حرفاضافهPräposition
Abseits
[ˈapzaɪ̯ts]
معانی
1. کمی دور از، در فاصله از (مکانی؛ نیز بهعنوانِ قید)بیشتر▾
• Das Haus steht abseits.خانه کمی دور ایستاده است.
• Abseits der Straße stand ein altes Haus.کمی دورتر از خیابان، خانهای قدیمی ایستاده بود.
• Sie lebten abseits der Zivilisation, fernab von jedem Trubel.آنها بهدور از تمدن زندگی میکردند، دور از هرگونه هیاهو.
2
اسمNomen
das/[ˈapzaɪ̯ts]
معانی
1. آفساید (اصطلاحِ فوتبال)بیشتر▾
• Das war Abseits.این آفساید بود.
• Der Spieler stand im Abseits.بازیکن در وضعیتِ آفساید بود.
• Der Schiedsrichter erkannte das Tor wegen eines knappen Abseits nicht an.داور بهدلیلِ یک آفسایدِ جزئی، آن گل را نپذیرفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
