فعلVerb
absingen
[ˈapzɪŋən]
Präteritum: sang ab
Perfekt: hat abgesungen
معانی
1. از رو خواندن (نتِ موسیقی را بدونِ تمرینِ قبلی، همانجا از روی نوشته)بیشتر▾
• Sie singt das Lied ab.او آهنگ را از رو میخواند.
• Der Chor sang die neue Partitur vom Blatt ab.گروهِ کر پارتیتورِ جدید را از رو خواند.
• Der erfahrene Sänger konnte die komplexe Partitur ohne Probe vom Blatt absingen.خوانندهی باتجربه توانست پارتیتورِ پیچیده را بدونِ تمرین از رو بخواند.
2. تا آخر خواندن، خواندنِ کاملِ یک آهنگ یا سرودبیشتر▾
• Sie singen das Lied ab.آنها آهنگ را تا آخر میخوانند.
• Die Gruppe sang alle Strophen des Liedes ab.گروه همهٔ بندهایِ آهنگ را تا آخر خواند.
• Zum Abschied sangen die Kinder das Lied noch einmal vollständig ab.هنگامِ خداحافظی، بچهها آهنگ را یکبارِ دیگر بهطورِ کامل خواندند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
