صفتAdjektiv

absolut

absolutabsoluteram absolutesten

معانی

• Er war ein absoluter Herrscher.او یک حاکم مطلق (بدون محدودیت) بود.
• Der absolute Nullpunkt liegt bei etwa −273 Grad Celsius.صفر مطلق حدود ۲۷۳- درجه‌ی سلسیوس است.
• Marx unterschied zwischen dem absoluten und dem relativen Mehrwert.مارکس بین ارزشِ اضافیِ مطلق و نسبی تمایز قائل شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی