صفتAdjektiv
absolut
| absolut | absoluter | am absolutesten |
معانی
1. مطلق، بدون قید و شرط (نامحدود)بیشتر▾
• Er war ein absoluter Herrscher.او یک حاکم مطلق (بدون محدودیت) بود.
2. مطلق (نسبت به یک واحدِ پایهیِ ثابت؛ در فیزیک)بیشتر▾
• Der absolute Nullpunkt liegt bei etwa −273 Grad Celsius.صفر مطلق حدود ۲۷۳- درجهی سلسیوس است.
3. (در اقتصادِ مارکسیستی) ارزشِ اضافیِ مطلق (اصطلاحِ تخصصی)بیشتر▾
• Marx unterschied zwischen dem absoluten und dem relativen Mehrwert.مارکس بین ارزشِ اضافیِ مطلق و نسبی تمایز قائل شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
