اسمNomen
Abspannung
die
جمع: Abspannungen
ملکی: der Abspannung
معانی
1. خستگی و کوفتگیِ ناشی از فشار یا تلاشِ بیشازحدِ جسمی یا ذهنیبیشتر▾
• Sie wäre am liebsten nun ruhig in ihrem Zimmer geblieben, die nervöse Abspannung machte sich doch nun geltend.او ترجیح میداد که آرام در اتاقش بماند، اما خستگیِ عصبیِ ناشی از فشار بر او غالب شده بود.
2. (در فنّاوری) مهارکردن و ایمنسازیِ چیزی با کشیدن و سفتکردنِ طناب یا سیمِ فولادیبیشتر▾
• Der hohe Schornstein wird durch eine Abspannung mit Stahlseilen zusätzlich gesichert.دودکشِ بلند با یک سامانهیِ مهارِ سیمِ فولادی، بهطورِ اضافی ایمنسازی میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
