صفتAdjektiv
abspenstig
معانی
1. وفادار نبودن، رویگردان و جداشده (تقریباً همیشه فقط در تركيبِ اصطلاحیِ «jmdm. jmdn./etw. abspenstig machen» بهکار میرود؛ یعنی کسی را وسوسهکردن تا شخص یا چیزی را از دیگری جدا کند)بیشتر▾
• Dabei gilt es bei allen Herstellern als grundsätzliches Bestreben, anderen Unternehmen die Kunden abspenstig zu machen.در این زمینه، تلاش برایِ وسوسهکردن و جذبِ مشتریانِ سایرِ شرکتها، برایِ همهیِ تولیدکنندگان یک هدفِ اساسی بهشمار میرود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
