اسمNomen
Absperrung
die
جمع: Absperrungen
ملکی: der Absperrung
معانی
1. انزوا و جداسازی (بهویژه در سیاقِ صومعهای یا انزواگزینانه)بیشتر▾
• Die Mönche lebten in völliger klösterlicher Absperrung von der Außenwelt.راهبان در انزوایِ کاملِ صومعهای از دنیایِ بیرون زندگی میکردند.
2. مسدودسازیِ یک مکان (خیابان، میدان، منطقه)بیشتر▾
• Wegen der Bauarbeiten kam es zur vollständigen Absperrung der Straße.بهدلیلِ عملیاتِ ساختمانی، خیابان بهطورِ کامل مسدود شد.
3. قطع یا محدودسازیِ جریانِ چیزی (مانندِ ترافیک، واردات)بیشتر▾
• Die Regierung ordnete die vollständige Absperrung der Einfuhr an.دولت قطعِ کاملِ واردات را دستور داد.
4. مانع یا نردهیِ مسدودکننده (شیء)بیشتر▾
• Eine Frau hatte versucht, mit ihrem Auto die Absperrungen am Weißen Haus zu durchbrechen.زنی تلاش کرده بود با خودرویش موانعِ مسدودکننده را در کاخِ سفید بشکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
