اسمNomen

Absperrung

die
جمع: Absperrungen
ملکی: der Absperrung

معانی

• Die Mönche lebten in völliger klösterlicher Absperrung von der Außenwelt.راهبان در انزوایِ کاملِ صومعه‌ای از دنیایِ بیرون زندگی می‌کردند.
• Wegen der Bauarbeiten kam es zur vollständigen Absperrung der Straße.به‌دلیلِ عملیاتِ ساختمانی، خیابان به‌طورِ کامل مسدود شد.
• Die Regierung ordnete die vollständige Absperrung der Einfuhr an.دولت قطعِ کاملِ واردات را دستور داد.
• Eine Frau hatte versucht, mit ihrem Auto die Absperrungen am Weißen Haus zu durchbrechen.زنی تلاش کرده بود با خودرویش موانعِ مسدودکننده را در کاخِ سفید بشکند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی