اسمNomen

Absprung

der
جمع: Absprünge
ملکی: des Absprungs

معانی

• Beim Weitsprung ist ein sicherer Absprung entscheidend für die Weite.در پرشِ طول، جهشِ مطمئن برایِ مسافتِ پرش تعیین‌کننده است.
• Der Absprung vom Flugzeug erfolgte in dreitausend Metern Höhe.پریدن از هواپیما در ارتفاعِ سه‌هزار متری انجام شد.
• Ich muss, ehe ich in der Geschichte meiner Liebe fortfahre, einen Absprung machen.پیش از آنکه در روایتِ داستانِ عشقم ادامه دهم، باید کمی از موضوع منحرف شوم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی