اسمNomen
Absprung
der
جمع: Absprünge
ملکی: des Absprungs
معانی
1. (در ورزش) عملِ جهیدن یا شروعِ حرکت با جهشبیشتر▾
• Beim Weitsprung ist ein sicherer Absprung entscheidend für die Weite.در پرشِ طول، جهشِ مطمئن برایِ مسافتِ پرش تعیینکننده است.
2. پریدن به پایین (مثلاً از هواپیما یا سکویِ پرش)بیشتر▾
• Der Absprung vom Flugzeug erfolgte in dreitausend Metern Höhe.پریدن از هواپیما در ارتفاعِ سههزار متری انجام شد.
3. (کهن) انحراف از موضوعِ اصلیِ سخن؛ پرداختن به مطلبی جانبیبیشتر▾
• Ich muss, ehe ich in der Geschichte meiner Liebe fortfahre, einen Absprung machen.پیش از آنکه در روایتِ داستانِ عشقم ادامه دهم، باید کمی از موضوع منحرف شوم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
