اسمNomen
Abstand
der
جمع: Abstände
ملکی: des Abstands
معانی
1. فاصلهیِ مکانی بینِ دو نقطه یا چیزبیشتر▾
• Der Abstand zwischen den beiden Häusern beträgt nur wenige Meter.فاصلهیِ بینِ آن دو خانه تنها چند متر است.
2. فاصلهیِ زمانی بینِ دو رویدادبیشتر▾
• Es donnerte in kurzen Abständen.رعدوبرق در فواصلِ کوتاهی پیاپی میغرید.
3. (مجازی) فاصلهگیری یا حفظِ فاصلهیِ احساسی/اجتماعی از کسی یا چیزیبیشتر▾
• Man sollte stets den gebührenden Abstand wahren.همواره باید فاصلهیِ لازم [و مناسب] را حفظ کرد.
4. (در تركيبِ «von etw. Abstand nehmen») از چیزی صرفنظر کردن، منصرف شدنبیشتر▾
• Wir mussten von dem Kauf Abstand nehmen.ما مجبور شدیم از خریدن آن صرفنظر کنیم.
5. (محاورهای) مبلغی که برایِ ترکِ محل یا واگذاریِ حق پرداخت میشود؛ حقالسکنیبیشتر▾
• Wir wollen Ihnen auch gerne einen Abstand von dreißig Mark zahlen.ما هم مایلیم مبلغِ سی مارک را بهعنوانِ حقالسکنی به شما بپردازیم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
