اسمNomen
Abstecher
der
جمع: Abstecher
ملکی: des Abstechers
معانی
1. سفرِ کوتاه یا انحراف از مسیرِ اصلی به مقصدی نزدیک، در حینِ یک سفربیشتر▾
• Auf der Rückfahrt machten wir noch einen Abstecher nach Gent.در راهِ بازگشت، سری هم به گنت زدیم.
2. (مجازی) خروج از موضوعِ اصلیِ سخن یا بحثبیشتر▾
• Der Redner machte einen kurzen Abstecher vom eigentlichen Thema, bevor er fortfuhr.سخنران، پیش از ادامهیِ صحبت، اندکی از موضوعِ اصلی منحرف شد.
3. (در تئاتر) اجرایِ نمایش در شهر یا منطقهای مجاور، بهصورتِ سفرِ کوتاهبیشتر▾
• Das Theaterensemble plant im Sommer einen Abstecher in die Nachbarstadt.گروهِ تئاتر برایِ تابستان، اجرایی کوتاه در شهرِ مجاور را برنامهریزی میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
