اسمNomen

Abstrich

der
جمع: Abstriche
ملکی: Abstrich(e)s

معانی

• Die Behörde musste sich erhebliche Abstriche gefallen lassen.آن اداره ناگزیر شد کاهش‌های قابل‌توجهی را بپذیرد.
• Beim Schreiben des Buchstabens »m« macht man drei Abstriche.هنگامِ نوشتنِ حرفِ «m» سه خطِ روبه‌پایین کشیده می‌شود.
• Der Arzt ließ einen Abstrich aus dem Rachen machen.پزشک از حلق نمونه‌برداری کرد.
• »Ich versuch's jetzt mal mit Abstrich«, schlägt Julia vor, während sie Geige und Bogen wieder hochnimmt.ژولیا پیشنهاد می‌دهد: «حالا با آرشه‌ی روبه‌پایین امتحان می‌کنم»، درحالی‌که دوباره ویولن و آرشه را برمی‌دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی