اسمNomen

Abteil

das
جمع: Abteile
ملکی: Abteil(e)s

معانی

• Kartonwände teilen das firmeneigene Großraumbüro in Abteile.دیوارهایِ مقوایی، دفترِ بزرگِ شرکت را به بخش‌های جداگانه تقسیم می‌کنند.
• Im oberen Abteil des Doppelstocks setzten wir uns auf die Plätze beim Tisch, gegenüber von zwei Mitfahrerinnen.در کوپه‌یِ طبقه‌یِ بالایِ قطارِ دوطبقه، روی صندلی‌هایِ کنارِ میز، روبه‌رویِ دو همسفرِ زن نشستیم.
• Im Keller bekäme jede Wohneinheit ein eigenes Abteil.در زیرزمین، هر واحدِ مسکونی یک انبارکِ اختصاصیِ خودش را می‌گیرد.
• Heute sind die veganen Produkte in einem separaten Abteil im Kühlregal.امروزه محصولاتِ وگان در بخشِ جداگانه‌ای در قفسه‌ی یخچالی قرار دارند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی