اسمNomen
Abteil
das
جمع: Abteile
ملکی: Abteil(e)s
معانی
1. فضایِ کوچکتری که با دیوارهایی از فضایِ بزرگتر جدا شده استبیشتر▾
• Kartonwände teilen das firmeneigene Großraumbüro in Abteile.دیوارهایِ مقوایی، دفترِ بزرگِ شرکت را به بخشهای جداگانه تقسیم میکنند.
2. (در واگنِ قطار) بخشِ جداشدهای که معمولاً شش صندلیِ روبهرو یا یک تا چهار تختِ خواب داردبیشتر▾
• Im oberen Abteil des Doppelstocks setzten wir uns auf die Plätze beim Tisch, gegenüber von zwei Mitfahrerinnen.در کوپهیِ طبقهیِ بالایِ قطارِ دوطبقه، روی صندلیهایِ کنارِ میز، روبهرویِ دو همسفرِ زن نشستیم.
3. (در زیرزمین یا زیرِشیروانیِ ساختمانِ چندواحدی) انبارکِ اختصاصیِ هر واحدبیشتر▾
• Im Keller bekäme jede Wohneinheit ein eigenes Abteil.در زیرزمین، هر واحدِ مسکونی یک انبارکِ اختصاصیِ خودش را میگیرد.
4. (بهطورِ کلی) بخش یا قسمتِ جداشده در ظرف، قفسه یا مانندِ آنبیشتر▾
• Heute sind die veganen Produkte in einem separaten Abteil im Kühlregal.امروزه محصولاتِ وگان در بخشِ جداگانهای در قفسهی یخچالی قرار دارند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
