اسمNomen
Abteilung
die
جمع: Abteilungen
ملکی: Abteilung
معانی
1. تقسیم، جداسازی (بهویژه در هجابندیِ کلمات)بیشتر▾
• Die Abteilung der Wörter am Zeilenende folgt bestimmten Regeln.تقسیمِ کلمات در انتهایِ سطر از قواعدِ مشخصی پیروی میکند.
2. (قدیمی) فضایِ جداشدهای در یک مکانِ بزرگتربیشتر▾
• In einer Abteilung der Kiste lag in Rollen abgezähltes Geld.در بخشی از صندوق، پولِ شمردهشده بهصورتِ رول قرار داشت.
3. بخشِ مستقل و مجزا در دلِ یک مجموعهیِ بزرگتر (مانندِ اداره، شرکت، ارتش یا فروشگاه)بیشتر▾
• So löste er, kaum im Amt, die für die politische Planung zuständige Abteilung auf.او بهمحضِ ورود به این سمت، بخشِ مسئولِ برنامهریزیِ سیاسی را منحل کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
