صفتAdjektiv
abtrünnig
معانی
1. (سبکِ رسمی) بیوفا نسبت به پیوند یا وفاداریِ پیشین؛ رویگردانبیشتر▾
• Sie ist der Partei abtrünnig geworden.او از حزب رویگردان شد و به آن بیوفایی کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
