اسمNomen

Abwanderung

die
جمع: Abwanderungen
ملکی: Abwanderung

معانی

• Die Abwanderung junger Menschen aus ländlichen Regionen ist ein großes Problem.مهاجرتِ جوانان از مناطقِ روستایی مشکلِ بزرگی است.
• Die Partei verzeichnete eine deutliche Abwanderung von Wählern zur Konkurrenz.حزب شاهدِ ریزشِ محسوسِ رأی‌دهندگان به‌سوی رقیب بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی