صفتAdjektiv
abwechselnd
معانی
1. بهصورتِ متناوب و در نوبتهای پیاپی رخدهندهبیشتر▾
• Die Eltern kümmern sich abwechselnd um das Kind.والدین بهنوبت از کودک مراقبت میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
