حرفاضافهPräposition
abzüglich
معانی
1. پس از کسرِ چیزی؛ منهایِ (بهویژه در زبانِ بازرگانی و مالی)بیشتر▾
• Der Preis versteht sich abzüglich der Mehrwertsteuer.قیمت پس از کسرِ مالیاتِ بر ارزشِ افزوده محاسبه میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
