اسمNomen
Achse
die
جمع: Achsen
ملکی: Achse
معانی
1. میله یا قطعهیِ چرخانِ استوانهایِ یک ماشین یا وسیلهیِ نقلیه که چرخها روی آن سوار میشوندبیشتر▾
• Die Achse des Wagens ist gebrochen.محورِ خودرو شکسته است.
2. خطِ فرضی که چیزی حولِ آن میچرخد (مثلِ محورِ زمین)بیشتر▾
• Die Erde dreht sich um ihre eigene Achse.زمین بهدورِ محورِ خودش میچرخد.
3. خطِ مختصات در ریاضی (مثلِ محورِ x یا y)بیشتر▾
• Auf der x-Achse wird die Zeit dargestellt.روی محورِ ایکس، زمان نمایش داده میشود.
4. اتحاد یا ائتلافِ نزدیک، معمولاً میانِ دو کشور یا نهاد (کاربردِ سیاسی-استعاری)بیشتر▾
• Die Achse Berlin–Rom prägte die Politik jener Zeit.محورِ برلین-رم سیاستِ آن دوره را شکل داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
