صفتAdjektiv

adlig

adligadligeram adligsten

معانی

• Sie stammt aus einer adligen Familie.او از خانواده‌ای اشرافی است.
• Sein adliges Benehmen beeindruckte alle Gäste.رفتارِ باوقارِ او همه‌یِ مهمانان را تحتِ تأثیر قرار داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی