اسمNomen
Affe
der
جمع: Affen
ملکی: Affen
معانی
1. پستاندارِ شبیهِ انسان که بهصورتِ گروهی رویِ درختانِ مناطقِ گرمسیری زندگی میکند؛ میمونبیشتر▾
• Er kletterte flink wie ein Affe auf den Baum.او مانندِ میمون بهسرعت از درخت بالا رفت.
2. (دشنام) آدمِ احمق و کودنبیشتر▾
• So ein blöder Affe!چه احمقِ کودنی!
3. (دشنام) آدمِ خودنما و لوسبیشتر▾
• Er ist ein eitler, lackierter, aufgeblasener Affe.او آدمِ خودشیفته، ظاهرساز و پرمدعایی است.
4. (عامیانه) مستی؛ حالتِ ناشی از نوشیدنِ الکلبیشتر▾
• Nach der Feier hatte er einen ordentlichen Affen sitzen.بعد از جشن، حسابی مست بود.
5. (زبانِ نظامی) کولهپشتیِ سربازبیشتر▾
• Nach dem langen Marsch drückte der Affe auf seinem Rücken schwer.پس از راهپیماییِ طولانی، کولهپشتی رویِ کمرش سنگینی میکرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
