اسمNomen

Agent

der

معانی

جمع: Agentenملکی: Agenten
• Russland hat einen ukrainischen und angeblich vom US-Geheimdienst CIA ausgebildeten Agenten enttarnt.روسیه یک مأمورِ اوکراینی را که ادعا می‌شد توسطِ سازمانِ سیایِ آمریکا آموزش دیده، شناسایی کرد.
جمع: Agentenملکی: Agenten
• Kunstkäufer können Kosten sparen, wenn sie ihre Käufe über einen Agenten in London abwickeln.خریدارانِ آثارِ هنری با انجامِ خریدشان از طریقِ یک نماینده در لندن می‌توانند در هزینه صرفه‌جویی کنند.
جمع: Agentenملکی: Agenten
• Cyterszpiler war Maradonas erster Manager, einer der ersten modernen Agenten des Fußballs.سیترشپیلر اولین مدیربرنامه‌یِ مارادونا و یکی از نخستین مدیربرنامه‌هایِ مدرنِ فوتبال بود.
جمع: Agentsملکی: Agents
• Amerikanische Informatiker erproben Agenten, die sich selbsttätig ins Datennetz Internet einklinken.دانشمندانِ رایانه در آمریکا در حالِ آزمایشِ عامل‌هایی هستند که به‌طورِ خودکار به شبکه‌یِ اینترنت متصل می‌شوند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی